تبلیغات
اروم نیوز، تحلیل بلاگ، اورمیه سسی ، آذربایجان سسی ، اورمو سسی ، - آذربایجان غربی؛ روستایی بزرگ با مسئولینی خجسته
آیا تعطیلی پنجشنبه هارا حق مردم و به مصلحت استان آذربایجان غربی میدانید ؟



تعداد نویسندگان اروم نیوز : 6 نفر
كل مطالب ارسال شده: عدد
هسته ی مرکزی مدیریت اروم نیوز: 2 نفر
آخرین بروز رسانی :
دامنه اروم نیوز: www.urumnews.ir
دامنه جدید اروم نیوز : www.urumia.orq.ir
قدرت گرفته از : اپراتورهای شخصی کارگروه اروم نیوز !

خبرگزاری آذردیلی نیوز آذربایجان غربی

 
غریب آذربایجان بیر یئکه کند،گوزل مسئولارنان !!
 

اروم نیوز (( اورمیه سسی )) : روستا نامیدن آذربایجان غربی در واقع سخن تازه ای نیست، که در گذشته به دفعات مردم و سیاستمداران مان بخش هایی از این استان را «روستا» تلقی کرده اند به عنوان مثال،  از ظاهرا کلانشهری چون اورمیه، مرکز استان، بارها حتی در جلسات رسمی و غیررسمی  روستایی بزرگ با امکانات و نیازمندیهای یک روستای بزرگ نام برده شده است...
 آذربایجان غربی از منظر توسعه و آبادانی روستایی به غایت پهناور است.روستایی با همه اقتضائات و داشتن ها و نداشتن های مختص خودش. روستایی با مردمان به شدت متصف به صفات یک روستایی تمام عیار. ساده، صمیمی و همیشه پادررکاب و درصحنه.
روستا نامیدن آذربایجان غربی در واقع سخن تازه ای نیست، که در گذشته به دفعات مردم و سیاستمداران مان بخش هایی از این استان را «روستا» تلقی کرده اند به عنوان مثال،  از ظاهرا کلانشهری چون اورمیه، مرکز استان، بارها حتی در جلسات رسمی و غیررسمی  روستایی بزرگ با امکانات و نیازمندیهای یک روستای بزرگ نام برده شده است.

منطقه ای که در مختصات توسعه یافتگی و رشد روستا خوانده می شود بالتبع ویژگیهای فیزیکی و انسانی یک روستا نیز در آن جاری خواهد بود.

مردمان روستا مردمی ساده،صمیمی، سخت کوش، قانع و بسیار احساساتی اند و از این رو سیاستمداران و مدیرانی که به اینچنین اجتماعاتی گمارده می شوند متناسب با این روحیات با مردم رفتار می کنند.

سقف امکاناتی که می تواند روستا را توسعه یافته و یا نسبت به دیگر روستاها یک سروگردن بالاتر نشان دهد شاید آسفالت یک راه باریکه فرعی از میان یک کوچه باغ باشد و برای این کار چه تدارک ها و تشریفاتی پیش و پس از ایجاد این امکان به ظاهر ساده  تدارک دیده نمی شود!

از ماهها قبل برای افتتاح آن خبر و اعلان منتشر می شود، بلندگوی مسجد بارها و بارها مردم را در جریان امر قرار می دهد، در قهوه خانه ها مدام از اتفاقی که قرار است در روستایشان بیفتد حرف می زنند و معمرین و ریش سفیدان روستا مرتبا برای ریش سفیدان روستاهای اطراف کُری می خوانند، بچه های روستا که بیشتر از معمرین درس خوانده و به نوعی به روز ترند برای اینکه معلوماتشان را به رخ دیگر همولایتی هایشان بکشانند در جلسات و مهمانیهای شبانه از جزئیات این طرح می گویند و اینکه چگونه می شود اقتصاد اهالی را با این جاده و این کار کوچک متحول کرد و ... روحانی مسجد در هر محفل و منبری که به دستش می آید از خدمات خدمتگذاران نظام می گوید و سر نماز دعای دسته جمعی می کند برای صدر تا ذیل مسئولین نظام؛ زن ها و پیرزن های آبادی که به نوعی بار اصلی اطلاع رسانی بر دوش آنهاست چنین اتفاقی را یک موهبت الهی تعبیر می کنند و در جمع های زنانه با این سوال که « اگر نبود چه می شد؟» سعی می کنند این حرکت کوچک را لطف بزرگ دولت به روستایشان جلوه دهند که اگر می خواستند می توانستند اصلا لطف هم نکنند.

اینها همه حواشی این اتفاق است،متن اتفاق اما برای روستا بسیار باشکوه تر نمایانده می شود. از چند روز قبل مسئولین دهیار و شورا و هیات امناء مسجد و ... را مکلف می کنند تا به دار و درخت و در و دیوار روستا پارچه نوشته و پرچم و ریسه آویزان کنند و از کلیه ارکان دولت، حتی راننده و هیات همراهی که قرار است روز افتتاح بیایند تشکر کنند و برایشان توفیق تداوم خدمتگزاری مسئلت نمایند.

کلا روستا اجتماعی است که بودن و نبودن امکانات در آن برای سیاستمداران چندان توفیری ندارد. اصلا روستا ساخته شده که موقع سیل و زلزله و رانش زمین و تولد گوساله سه سر و ... به صدر اخبار بیاید و غیر از آن تنها ممکن است بروز شرایطی ویژه مثل سقوط یک هواپیما نام روستایی را به رسانه ها بکشاند.

 دولت ها با وجودیکه در قبال توسعه و آبادانی جای جای مملکت مسئولند اما هیچ متر و عیاری نیست که این مسئولیت را سازماندهی و کانالیزه کند و یا اصلا مطالبه ای برای روستا و روستایی از بابت میزان آنچه که باید رشد کند ایجاد نمی شود. ساده آنکه اگر در روستایی در طول پنجاه سال اتفاق خاصی نیفتد هیچکس هیچ اعتراضی نخواهد کرد. هیچکس انتظار ندارد در روستا برج سازی شود، چهارراه ایجاد شود،سازمان بازیافت تاسیس شود و امثالهم؛ بنابراین روستائیان با آنچه دارند و ندارند کنار می آیند و اگر خیلی نیازهایشان از سقف موجودی روستا فراتر رفت راهی شهر و حاشیه آن می شوند.

اما در کنار آن یک اتفاقات غیرمنتظره ای نیز برای روستا گاه گاهی می افتد که آن را از سکون و یکنواختی خارج می کند. اتفاقی مثل انتخابات و راه افتادن نامزدهای انتخاباتی در روستاها، مثل حضور فرماندار، بخشدار یا یک مسئول سیاسی در مسجد روستا،ضبط یک برنامه با موضوع تلقیح مصنوعی گاوهای اصیل شیرده توسط سیمای استانی، برگزاری یک دوره کلاسهای «مهارتهای اساسی زندگی» توسط وزارت تعاون،کار و رفاه به صورت پایلوت در روستا و ...

همه مواردی که ذکر شد بخشی از مختصات یک روستا و روحیات مردمان ساده دل روستایی است و نحوه مواجهه شان با مسئولین و دولتیون.

اما اینکه از چه روی آذربایجان غربی را یک روستای بزرگ پرجمعیت می نامند به خاطر ویژگیهای مشترکی است که این استان طویل با روستاهای کوچکش دارد.

از طرحها و پروژه های «ملی» این استان که شروع شود خود مجملی است از حدیث مفصل توسعه روستایی آذربایجان غربی. پیشرفت لاک پشتی پروژه های راه سازی در کنار تزریق قطره چکانی بودجه به این طرح ها که حاصل دسترنج مشترک نمایندگان و مدیران اجرایی است، بزرگ نمایاندن پروژه ای مثل یک پل نیم بند ناقص غیر فنی که بعد از سی و اندی سال بر سر مردم استان کوبیده شد و برای اینکه بار منت گذاری قضیه آب و رنگ بیشتری بگیرد برایش تمبر هم منتشر شد؛ هدایت دو دستی صنعت و تولید استان به دره ورشکستی و انحطاط در مقابل، ساخت تندیس هایی از سیب و انگور و چیدن در اقصی نقاط شهرهای استان؛ حل و فصل موضوعات کلان و پیچیده استانی در جلساتی یکی دو ساعته و با کلیدهای طلایی چون« من می گویم باید...» و « اگر عرضه این کار را نداری برو کنار...» و « ما باید تا پایان امسال آمارمان را در این حوزه برسانیم به ...»؛ حذف مدیران نخبه و کارآمد به راحتی آب خوردن و جایگزینی نفری دیگر راحت تر از آن (حالا کی پرسیده، کی دنبالشو گرفته؟!)، سپردن کارهای کلان و بزرگ به آدمهای[...] و سپردن کارهای دم دستی و بی اهمیت به آدمهای[...] ؛ حل و فصل بسیاری از معضلات عدیده استان با روش کدخدامنشانه، حتی معضل اشتغال با روشهای سنتی و بسیار دلنشین(!) نامه و سفارش؛ و ...

مردم روستای آذربایجان غربی فقط می شنوند که چه چیزهایی برایشان کرده اند و چه پولها خرج کرده اند؛ کسی نمی داند و یا نمی خواهد بپرسد که چه ها نکرده اند و چه ها خرج نکرده اند؛ مدام گفته می شود که اینهمه امکانات ایجاد شد اما هرگز کسی مقایسه ای با استانهای همتراز برای مردم نمی کند، کسی هم چنین مقایسه ای را نخواسته و کلا بی خیال است.

البته همچنانکه در مورد روستا نیز ذکر شد، بعضا یک اتفاقات غیرمنتظره ای می تواند مردم عزیز روستایی  را از یکنواختی و سکون بیرون بیاورد؛ برای این روستای بزرگ به ظاهر استان نیز یک نسخه هایی هست که سیاستمداران و مدیران می پیچند تا مردم زیاد حوصله شان سر نرود. نسخه هایی که هیچ نسبتی با توسعه و آبادانی استان ندارند و در حد هیجان و سروصدای رسانه ای باقی می مانند(رجوع به جریان افتتاح جاده باریکه ی روستایی).

در این روستای بزرگ حماسه های بزرگی خلق می شود؛ همایش های کشوری تبدیل شده به مهمانیهای بین المللی و منطقه ای؛ اصلا سیاستمدارهای استان آنقدر باکلاس شده اند که یک پایشان فرنگ است، پای دیگرشان روستاهای محروم و دورافتاده؛ دست روی هر مقام و شخصیت عالیرتبه مملکتی که بگذاری سه سوت می شود آوردشان در استان و مردم را آورد به دیدارشان؛ بخش اعظمی از وقت مسئولان دلسوز و خدوم استان مصروف این قبیل صله رحم ها می شود؛ کاری هم نباشد یک آشتی کنان دورهمی که می شود ترتیب داد و خوش گذراند.

آذربایجان غربی در سالی که گذشت هیچ اتفاق خاصی به خود ندید. اگر نبود حضور حماسی مردم پای صندوق های رای دیگر سوژه ای و دل و دماغی برای خبرنگارها هم نمی ماند. چند سالی است استان چیزی برای خبرسازی ندارد. خبرهایی که رسانه های طرفدار دولت در بوق و کرنا می کنند فقط به درد خودشان و کارکنان همان ادارات می خورد. هیچ ارمغانی برای مردم به دست نیامده؛ هیچ اتفاقی در بزرگترین مانور تبلیغاتی دولت(مسکن مهر) در استان نیفتاده، اداراتی که باید ادغام می شده اند هنوز لنگ در هوایند؛هیچ حرف( و فقط حرف) نوید بخشی در خصوص پروژه های مهم استان مثل راه آهن و بزرگراههای شمالی و جنوبی استان زده نمی شود؛تکلیف تپه ها و دره های ایجاد شده شهرداران پیشین روشن نیست و خیلی بخواهند لطف به حال مردم کنند چند درصدی سال بعد پیشرفت فیزیکی اش را ارتقاء می دهند؛ پروژه های عقب افتاده از برنامه مدیریت شهری پیشکش!

آذربایجان غربی روستایی است با مردمان قانع و بی ادعا و مسئولینی بسیار خجسته؛ برای این روستا در سال جدید اتفاق خاصی خواهد افتاد؟

*نگارنده یک روستایی زاده اصیل است و به این اصالت افتخار می کند 
 
 
 
 
 
 
حامد عطایی



:: مرتبط با: تحلیل ها ,



:: برچسب‌ها: آذربایجان غربی , موقعیت جغرافیایی آذربایجان غربی , اقلیم آذربایجان غربی , مسئولین آذربایجان غربی , اورمیه , اختصاصی اروم نیوز , مشکلات شهری ,
ن : شورای نویسندگان
ت : یکشنبه 26 خرداد 1392